محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
96
خلد برين ( فارسى )
الخلفا و حسين بيك لله اختلاف آراى سرداران لشكر ظفر لوا را به عرض اشرف اعلى رسانيده منتظر صدور فرمان گرديدند ، و آن حضرت راى هيچيك از آن جماعت را صواب نشمرده بر زبان الهام بيان گذرانيد كه مصلحت دولت ابد مدت در آن است كه تردد خاطر خود را به راى صوابنماى آباى بزرگوار و اجداد عالى مقدار خود يعنى ائمهء اطهار - عليهم صلوات الله الملك الجبار - عرضه دارم و منتظر نفاذ فرمان ايشان باشم تا بدانچه اشاره فرمايند به تقديم رسانم . روز ديگر كه شعشعهء خورشيد انور بر بحر و بر تابان گرديد خاقان بر و بحر ، امراى بهرام قهر را به مجلس همايون طلب نمود و فرمود كه شب گذشته به راهنمائى ارواح مقدسهء پيشوايان شاهراه حق و يقين و امناى دين مبين يعنى ائمهء معصومين - صلوات الله عليهم اجمعين - عزم توجه رايات ظفرقرين به صوب ولايت شروان جزم گرديد و سروش غيبى مژدهء فتح ولايت شروان را به گوش هوش رسانيد . امراء اين بشارت لاريبى را به مسامع سران و سروران سپاه ظفرپناه رسانيده غازيان جانفشان را آرزومند فتح شروان گردانيدند ، و جنود ظفر ورود به طالع مسعود از ارزنجان به صوب شروان روان شدند . چون موكب ظفر قرين شهريار روى زمين به منزل پارسين « 1 » رسيد راى اصابت آئين چنين اقتضا نمود كه به سنت سنيهء خير البريه - عليه الف الف تحية - افتتاح جهانستانى نخست به ادراك مثوبات غزا و جهاد فرموده پس از آن شاهباز عزيمت به صوب تسخير ولايت شروان پرواز دهند . لاجرم خلفا بيك را با فوجى از عساكر ظفر نشان و موجى از درياى جلالت و شان به غزو گرجستان و تخريب بلاد و ديار آن بد مستان روان نمود . و ايشان بر حسب فرمان لازم الاذعان به ديار گرجستان درآمده بسيارى از آن بىدينان را معروض تيغ جهاد گردانيدند و با مساعى مشكور و
--> ( 1 ) - در احسن التواريخ : « پاسين » .